سدهٴ چهاردهم در مذهبهاي رينزائي - شو (منشأ مذهب ذن)، شين - شو، و نيچيرن - شو انشعابهايي پديد آمد.
دربارهٴ چنين موضوعاتي نميتوانيم بيشتر گفتوگو كنيم (در مجلدات پيشين، تاريخ اوليهٴ همهٴ اين مذاهب ذكر شده)، با اين همه، ذكر اين مطلب خالي از فايده نيست كه تمام بودائيت ژاپني از نوع ماهايانا (دائيجو) بود. تنها مذاهب نوع هينايانا (شوجو) دو مذهب نخستين بودايي ژاپن، يعني جوجيتسو و كوشا بودند، كه اولي در سال 625 از راه كره و دومي در سال658از راه چين وارد شدند و هر دو بهزودي تحتالشعاع دائيجو قرار گرفتند. (مقدمه: ج 1، ص454، 478)
بزرگترين معلمان بودايي اين عصر عبارت بودند از گن - ئه، كه بودائيت را با آيين كنفوسيوس تلفيق كرد، و كيناباتاكه چيكافوسا، كه آن را با اساطير ملي شينتو درآميخت و ايجادكنندهٴ دين ملي ژاپن بود، يعني تركيبي از بودائيت با آيين كنفوسيوس، اعتقاد به منشأ الاهي امپراتوران و تجليل و تعالي معنوي كشور.
يكي از كاملترين اسناد مربوط به تاريخ بودائيت، زندگينامهٴ هونن-شونين (دوازدهم - 2) بنيانگذار مذهب جودو در سال 1175 است، كه شونجو هوئين راهب تندائي در اوايل سدهٴ چهاردهم آن را نوشته است.
دين هندو
23. راماناندا. چهارمين جانشين رامانوجا (يازدهم - 2) مذهب ويشنويي نوي ايجاد كرد به نام راماوت يا رامانندي، كه بيش از مذاهب پيشين معتقد به احسان و بردباري بود و همه را بدون تمايز طبقاتي ميپذيرفت. دو اصل بنيادي اين مذهب عبارت بود از عشق به خدا و عشق به بشر، كه يادآور دو دستور عيسي مسيح است (انجيل متي، باب 22، 37 - 40).
ج. مترجمان
يكي از سادهترين راههاي ارزيابي جريانهاي عمومي مبادلات فرهنگي، بررسي ترجمههايي است كه از هر زبان به زبانهاي ديگر انجام گرفته است. ترجمهٴ يك اثر به تنهايي، ممكن است برحسب تصادف صورت گرفته باشد، ولي مجموعهٴ يك گروه ترجمه تنها حاكي از وجود نيازهاي عمومي است. بنابر روشي كه در مجلدهاي پيشين داشتيم، پيش از ارزيابي كارهاي علمي هر ملت، بايد به ارزيابي اين نيازها و تمايلات عمومي بپردازيم.
در اوايل سدهٴ چهاردهم جريانهاي فكري، كه از ملتي به سوي ملت ديگر يا به عبارت دقيقتر، از اهل يك زبان به اهل زباني ديگر در حركت بود، بدان حد فزوني داشت كه بايد